دیشب از میکده بگذشتم و یک مست خمار
از رهی آمد و پرسید مرا با دل زار
عشق در میکده و خان وفا کنج دل است
به کجا میروی ای صالح دائم هشیار !!!
به کجا ره سپری ، هر شب و هرشب بیدار؟!
گفتمش جان دلم باز به میخانه برو
دل ما با دل تو هیچ ندارد گفتار !
تو اسیر مّی و ما مست شب و عرفانیم
مستی باده ترا بوده...مرا ؟! غصه’ یار !!!
فرزانه شیدا جمعه 26 بهمن 1368
افتخار دارم که سروده شاعر عزیزی را نیز
خدمت دوستان گرام
در این پست قرار دهم:


نویسنده:صدای پای نسیم
(آقای علی میرشمس مقلب به :شــیدا):
مست وهشیار:
دیشب از میکده بگذشتی و یک مست خمار
از رهی آمد و پرسید تو را با دل زار؟!
دل تو زار به عشق است نکویش میدار
وینچنین قصه به تاریخ نگردد تکرار
گو به آن باده زن مست که هشیاری من
از سر، مستی یار است و غرور دلدار
گفتی اش جان دلم باز به میخانه برو؟!
تو خودت ساقی مائی به برم جام بیار
او اسیر می و تو مست شب و عرفانی
من اسیر دلم و اینکه نگیری تو غبار
دل من خسته ز هجران و غم یار اینجا
تو بیا ابر کنون بر تن من بیش ببار...
تقدیم به شما سر کار خانم فرزانه شیدا
هم اکنون جاری گردید:
جمعه 26 بهمن1386 ساعت: 21:55
وبلاگ صدای پای نسیم
سراینده شیدا:( آقای علی میر شمس):
وتقدیم به رسم شیدائی:
آشــیانه شــــعر:
سلام
دنیا عاشقیست
و فیر اغز عشق چیزی نیست
حال بدانیم در کجای عاشقی هستیم
و تا کجا ؟
سلام خواهر خوب
امیدوارم دنیا به کامتون باشه من همیشه جویای احوال بودم دلیل بی ادبی نباشه که سر نمیزنم
سلام خانم شیدا نازنین
شما خودتون گل هستید به خدا
ممنون از حضور اون گل زیبائی که به رسم شیدائی برایم لینک کردید
زنده باشید
عشق الهی
تنها راز ماندگاری بشر
تا ابدیت است
سلام
از مطالب زیبایتان استفاده کردیم
صبا
با مطلبی تحت عنوان: جنازه دختری که بعد از 127 سال سالم مانده است!
بروز است
تا
شما را اندکی به تفکر وا دارد
با ما بیایید!!